ایـــنــجـــــــا پــــــرنــــــــده ای لانـــــــــه کـــــــــــرده

تـــــــــــــــــابـــــــــــــــــــمانـــــــد ســـــالــــهـــــــــا

خدافظی

فردا بازم میرم سفر .......

+   مـــحــــمــــــد ; ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٦/٦/٢٤

ديدار غصه ها

به غصه هایم وعدۀ دیدار دوباره داده ام

در آینده ای بسیار دور ...

زیرا که آن روز ، آنها نیز همچون من ، پیر و فرطوتند  و دیگر ،

توان آزردنم را ندارند ...!

+   مـــحــــمــــــد ; ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٦/٦/٢٤

هديه باران

نمی دونم وقتی بزرگ میشی دیگه پرشین بلاگی هست  که بهش سربزنی و این خط رو بخونی یا نه

یا اصلا منی هست که تو چشمای نازت نگاه کنه و با لبخندت قند تو دلش آب بشه و بعد محکم بغلت کنه و آروم در گوشت بگه  :

بارانکم ،

به تعداد قطره قطره بارانی که باریده است در طول تاریخ ،

دوستت دارم ...

+   مـــحــــمــــــد ; ٥:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٦/٦/٢٤

 

زیاد اهل روده درازی نیستم .

بخصوص این روزا که همه فکر و ذکرم شده کار ، یه جورایی خودمو سرگرم کردم . حالا دلم از کجا پره ، خودمم نمی دونم .

اما طبق معمول گاهی میرم تو فکر . مثل وقتایی که تو تاکسی نشستم ، یا سوار مترو و اتوبوس هستم یا بین شهر ها که معمولا دو سه ساعتی بینمون هیچ حرفی رد و بدل نمیشه .

دلیل خاصی هم نداره . همین جوری الکی . انگاری کرم دارم .

خوبه که فکر بکنم .البته گهگاه زیاد میشه .

امروز با یه دختر جوون که آدرس وبلاگش همین بغله صحبت می کردم ، همین جوری حرف وسط اومد در مورد فوق تخصص من در زمینه نصحیت های تکراری .

اما در کل خوب بود . باعث شد بفهمم که دخترا به مرور زمان مارمولک میشن . شایدم اثر معاشرت با پسراست !!

چون طبق معمول شاکی بودم . بهش گفتم شما دخترا همیشه دنبال بهتر می گردین . براتون هم سادست ، چون فلن نازتون خریدار داره .

بعد پیش خودم فکر کردم که ما هم دنبال بهتر هستیم . بعد رسیدم به خودم . گفتم بهتر نیست به جای نفرت ازین جنس پر از شیشه خورده به دنبال یکی صاف و ساده( مثل خودم!!! ) بگردم .

بعد از یه مدت کوتاه به این نتیجه رسیدم :

گره ای که با دست باز میشه با دندون باز نمی کنن ....!

بعدش فکر کردم که هیچ ربطی به موضوع نداره!!!

سپس !! چون به نتیجه درستی نرسیدم ( مثل همیشه ) چندتا آهنگ گوش دادم و این نوشته بی مزه رو نوشتم و پیش خودم گفتم:

 هر چی ازین جماعت نسوان دور باشی کمتر ضرر می کنی .

+   مـــحــــمــــــد ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٦/٦/٢۳

 

معمولا ازین جواد بازیا خوشم نمیاد . اما با این اس ام اس که تو این سایت خوندم خیلی حال کردم :

در ضمن از مدیر این سایت هم تشکر می کنم .

قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد

+   مـــحــــمــــــد ; ٧:٠٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٦/٦/٢۳

يه شعر ديگه

به نگارم گفتم :

بـــمـــــان ،...

اما رفت ...

ساده است ،

می بینی !

و من 

لب بسته  ،

          فریاد زدم :

                             آهــــــــــای مــــــــردم ...

                                      عـشـق را گـدایـی نـکـنـیـد !!!

+   مـــحــــمــــــد ; ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٦/٦/٢٢

يه شعر قديمی که دوستش دارم

چشمان سیاهش را بیاد بیاور ،

زمانی که چشم به چشمانت دوخته بود

و زمانی که دست در دست تو شعر زیبای بودن را می سرود .

بی شک نوای کلامش در گوش تو جاوید است

و سوز فراقش در هر تپش قلبت نمایان

اما او

دیگر نیست

و تو

          در مرثیه سرایی خاطراتش

                                      تــنــهـایـــی !

+   مـــحــــمــــــد ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٦/٦/٢٢

تقويم تاريخ ۱

بعد از مدتها یه سر به آرشیو خودم زدم

دیدم چقدر شعر با حال داشتم !!

اینجا کلیک کن تا ببینی ....

+   مـــحــــمــــــد ; ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٦/٦/٢٢

 

این مثنوی حدیث پریشانی من است

بشنو که سوگنامۀ ویرانی من است

امشب نه اینکه شام غریبان گرفته ام

بلکه به یمن آمدنت جان گرفته ام

گفتی غزل بگو غزلم ، شوروحال مرد

بعد از تو حس شعر فنا شد ، خیال مرد

گفتم مرو ، که تیره شود زندگانیم

با رفتنت به خاک سیه می نشاندم

گفتی زمین مجال رسیدن نمی دهد

بر چشم باز فرصت دیدن نمی دهد

وقتی نقاب ، محور یکرنگ بودن است

معیار مهرورزیمان سنگ بودن است

دیگر چه جای دل خوشی و عشق بازی است

اصلا کدام احمق ازین عشق رازی است

این عشق نیست

فاجعه ی قرن آهن است

من بودنی که عاقبتش نیست بودن است

حالا به حرفهای غریبت رسیده ام

فهمیدم که خوب تو را بد شنیده ام

حق با تو بود ، از غم غربت شکسته ام

بگذار صادقانه بگویم ٬ که خسته ام

+   مـــحــــمــــــد ; ٥:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٦/٦/٢۱

بازم شعر گفتم ...

به خزان ،

آنچنان دلبسته ام ،

که رفته ام ،

از یاد بهار ...،

گفت :

هر باغی ،

فصل خزانی دارد .

افسرده مباش ،

که بهار ،

در راه است ..!

+   مـــحــــمــــــد ; ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٦/٦/۱٦

کــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــــــــــــک

انسان ذاتا محتاج کمک دیگران است ،

غافل ازینکه حتی خدا هم در ازای یاریش ، چیزی را طلب خواهد کرد .

خودتان مطالبات را مقایسه کنید ...!!

 

دعا ، نماز ، روزه ، پول ، پاکی ، عصمت ، جسم ، یا فقط خواستن کمک از او ...

چقدر حقیریم که بجای طلب کمک از صاحب قدرت ، حتی جسم و آبروی خود را می فروشیم .

و چقدر بزرگست،  زیرا می بخشد ، اگر راهی غیر از اینها نیابیم و ندانیم از که بخواهیم .  

+   مـــحــــمــــــد ; ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٦/٦/۱٦

 

خوب لوس بازی بسه . باید برم سراغ نوشته های قبلی .

راستی  آقا جواد گل . لطفا از مطالب در پیت این وبلاگ در آف های خودتون استفاده نکنید . ممنون میشم .

در ضمن دوباره یکی ازین مردهای رو تخت خوابی پیداش شده که خیلی دوست داره یه سلام به خانوادش و عرض ادبی نسبت به نزدیکانش داشته باشم .

البته طبق معمول اسمشو ننوشته .

حالا نمی دونم این آقایون اسم و فامیلشون رو فراموش کردن ٬ یا پدرمحترمشون قبل از اینکه اسم وفامیلی برای فرزندانش انتخاب کنه و مسئولیت بزرگ کردنشون رو به عهده بگیره به دنبال تکثیر نثل امثال خودش در سایر خیابان های شهر رفته ؟!!!

به هر حال از اینکه نظرتو گفتی متشکرم و خوشحال میشم بازم سر بزنی و سعی کن اینبار یه اسم و فامیل برای خودت پیدا کنی . کاره سختیه ٬ می دونم .

موفق باشی .

+   مـــحــــمــــــد ; ٦:۳٤ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٦/٦/۱٦

يه گزارش کوتاه از نبودنم

عجب رسمیه رسم زمونه !!

مردم از بس آواره این شهر اون شهر شدم ...

مسیر ۱ - تهران . قزوین . رشت . انزلی . آستارا . ارومیه . تبریز . مراغه . زنجان . قزوین . تهران...

مسیر ۲ - تهران . رشت . انزلی . آستارا . تهران...

مسیر ۳ - تهران . ساوه . همدان . کرمانشاه . خرم آباد . بروجرد . اراک . تهران ...

مسیر ۴ - نامشخص ( البته ۲ شنبه معل.م میشه  )

حالا چندتا شهر این وسط یادم رفته خدا عالمه ... مثل مهاباد و مریوان ٬ لاهیجان ٬ املش ٬ تنکابن ...

ولی خداییش من فکر می کردم شهر ما شهر ٬ عجب دخترای خوشگلی  داشت رشت و تبریز و همران !

عجب خوشگلن این کرمانشاهی ها ( اونجا که جرات نداشتم بگم  )!!

آقا تا دلم خواست چشم چرونی کردم !!!        .

خدا این چشم ودل پاکو از من نگیره .

تبریز بسیار شهر قشنگیه . اینم بگم هیچ جا قد این ترک زبونای عزیزمون مهربون و خونگرم و مهمون نواز نبودن  ( خواستم زن بگیرم تبریز اولویت دومه ٬‌اولیشم  شهر خودمونه البته با یکم پارتری بازی !!!! ).

((راستی تینا جان از شهر تبریز ٬ گفتی داری ازدواج می کنی . صمیمانه بهت تبریک می گم٬‌انشاا.. خوشبخت بشی ))

زنجان که نگو ٬‌ کلی عشق کردیم .

تو همدان که خدا می دونه چندتا دختر خوشگل دیدم .

اراک رو خدابده برکت ٬‌هیچی نگم بهتره !!!!!!!!!  

یه تشکر بسیار  ویژه دارم از مردم بسیار بسیار با مرام ایلام . خیلی باحالید

نسبت به مردم لاهیجان وبخصوص روستای گل سفید که مدتهاست ارادت دارم ٬‌گفتن نداره. خانواده آقای اژدادی گل ٬ با عرض تبریک خدمت سرور خودم ٬ شاداماد محمود اژدادی.  

با تشکر از رسول عزیزی عزیزم و علی صالحی عزیز تر از جانم که چترشون شدم ....

+   مـــحــــمــــــد ; ٦:۱۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٦/٦/۱٦

معنای جديدتر عشق

عـــــشــــــق

تنها برداشت غلطیست از دلپیچه !!!!

+   مـــحــــمــــــد ; ٢:۳٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٦/٦/۱٠

 

خدایا سلام ٬

چه جوریاست ؟!!

با ما حال نمی کنی یا ما کاری کردیم که ...

می خوامت .

+   مـــحــــمــــــد ; ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٦/٦/۱٠

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir