ایـــنــجـــــــا پــــــرنــــــــده ای لانـــــــــه کـــــــــــرده

تـــــــــــــــــابـــــــــــــــــــمانـــــــد ســـــالــــهـــــــــا

حرف گذشته

امروز تو نوشته های خودم دنبال مطلب مناسب می گشتم که چشم خورد به مطالب خیلی خیلی قدیمی .

مربوط به سال 76 81 و یه فاصله از اون سال تا سال 84 و بعد 85 .

در سال 82 و 83 چندتا نوشته کوتاه داشتم .

پس رفت عجیبی احساس کردم . خیلی عجیب بود . باور نمی کردم که سال 82 و 83 اینقدر حالم بد بوده .

یعنی همین جوری حاجو واج موندم که خدایا یعنی این رو من نوشتم !!

یعنی من که اینقدر حالم بد بوده ؟

خوب خداییش بنده خدا یه کم حق داشته که از من ترسیده بوده!!

2 نمونه براتون نوشتم بخونید( البته مجبور شدم سانسورش کنم می دونید که چی میگم )  :

1-

« سکوتم را می شکنم

به سختی نگه داشتن قلم و نوشتن

با کلمات بسیار تند وتن خسته

شعور به خرج ندهید نمی فهمید»

شرمنده مال قدیمه دیگه !

2-

« بعد از گذشت روزگاران بسیار من دوباره می نویسم . با خودکار آبی در دفتر 40 برگ که همیشه ازش متنفر بودم!

دیگه محدودیتی برای نوشتن ندارم . دیگه کلامی هم ندارم .

نمی دونی چقدر سخته که دیگه نتونی بنویسی . راستشو بخوای از هر چی نوشته و نویسندس حالم به هم می خوره.

مثل زنان بارداری شدم که نه تنها از بوی هر چیزی حالشون بد می شه ، دیگه حتی از باردار بودن خودشون هم خسته شدن و منتظرن هر چه زودتر بارشون رو زمین بزارن و برن ، من هم دوست دارم هر چی تو دلم بریزم بیرون تا سبک بشم . دیگه از اسم خودم هم بیزارم  !!

آره من گم شدم ، دنیای کوچیکم خراب شده ،گذشته ام سوخت،دلم می لرزه . دیگه حتی از اسم خدا هم حالم به هم می خوره . می دونی خدا دیگه خیلی وقته باهات حال نمی کنم . دیگه برام تکراری شدی !! از اینکه همیشه نیگام می کنی ، از بی خیالیت ، از اینکه هنوزم خوبی خسته شدم . شاید کمی هم به حرفای شیطان گوش بدم . مگه چی میشه !!!( خدایا نوکرتم اینا مال گذشتس یه وقت به دل نگیری !!! )

عجب دنیای کثیفیه . می دونی خدا گاهی فکر می کنم خودت هم انگشت به دهن موندی که این آدم که خلق کردی چقدر می تونه کثیف باشه !

من هم یکی از همون کثافتام ( البته بلا نصبت حالا! ) که اگه دست من بود یه آدم سالم تو این دنیا نبود . همرو از دم می کشتم تا دنیا آباد بشه . دنیا بدون آدما جای کاملیه ، این آدم ها هستن که باسه این دنیا مشکل شدن . فکر می کنن می تونن از همه چیز سر در بیارن تو هر چیزی انگشت می کنن !

خودت فکر کن . یه مشت آدم خود خواه راحت طلب که هر چی می خواستن 2 سوته حاضر بود رو فرستادی تو این دنیا که باسه هر چیزی باید جون بکنن . خوب معلومه قاطی می کنن.

حتما خودتم از تمبلی آدم و حوا خسته شده بودی و می خواستی یه درس درست و حسابی به این ناز پروده های درگاهت بدی . در بهشت رو باز کردی گفتی برید تو حیاط بازی کنید !

می دونی خدا خوب نمی شد یکی از همین آدم حسابی ها مثل امام علی رو اول خلق می کردی تا ما الان هم همون جا بودیم . دیگه مزاحم این دنیا نمی شدیم باسه خودتم شاخ نمی شدیم .

بابا خدایش من هم جای شیطون بودم به این آدم لوسه ننر تعظیم نمی کردم .

حالا شده حکایت ما . تا وقتی مشکلی نبود خدا با ما بود و از وقتی بزرگ شدیم و مشکلات پیش اومد دیگه با خدا هم قاطی کردیم .

آدم همینه ، به خاطر جایی که ازش اومدس که اینقدر راحت طلبه .والا کدوم حیوونی رو می شناسی که غذاش آماد باشه و بعد به اینو و اون بپره ؟

هرحیوونی سیر بشه بی آزار می شه الا آدم ( نوع ایرانیش که آخرشه ،کلا باید گرسنه باشه تا آروم باشه البته در مسائل سیاسی )

 قصه قصه ی ماست .اگه سیرباشیم یه جور بی خیالیم ، شاید شاکرترین هم باشیم ، شاید هم یه جور دیگه جفتک بندازیم . اما وقتی گرسنه بشیم به خودمون هم رحم نمی کنیم ، نمونش آمار خود کشی ها . »

عجب این تازه خوبش بود که می شد بنویسم .

بد از این بود که تازه مسئله عشق وعاشقیم پیش اومد . وای از اون به بعد چقدر دری بری نوشتم .

البته عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها !

راجع به اون دوران هم خیلی حرف دارم . من چقدر حرف دارم !!

 

+   مـــحــــمــــــد ; ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٥/٥/۱٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir