ایـــنــجـــــــا پــــــرنــــــــده ای لانـــــــــه کـــــــــــرده

تـــــــــــــــــابـــــــــــــــــــمانـــــــد ســـــالــــهـــــــــا

خالی ۲

و باید اعتراف کنم که هیچ چیز مثل نوشتن نمی تونه آرومم کنه و به خاطر این نعمت خدا رو شکر می کنم .

نمی دونم این امتیازه یا اشکال که نتونی مثل بقیه خلاف سنگین کنی!

شاید تصوری که ما از خوشگذرونی داریم اشتباه یا من اون رو درست درک نکردم .

نمی دونم چرا نمی تونم مثل بقیه آدمهای نرمال از دخترهایی که هر روز تو خیابون می بینم خوشم بیاد .

احتمالا اشکال از منه .

 ولی آخه یه جورین ، انگار نمی تونم به هیچ کدومشون اعتماد کنم .

نمی خوام خودم رو ازشون بالاتر ببینم یا بحث دختر پسرای امروزی رو وسط بکشم . اما قدیمی ها درست میگن که مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسه .

اما خداییش با این تیپ های امروزی با اون موهای سیخ سیخ اصلاً و اساساً حال نمی کنم .

یه جورایی خیلی زاقارته !!!!

این ربطی به موضوع نداشت . اما هر چی سعی میکنم به خرجم نمیره که باهاشون همرنگ بشم .

اصلا این حرفا رو ولش . خودتو عشقه !!!

+   مـــحــــمــــــد ; ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٥/٥/٢٤

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir