شعر غریبه

 

تو زندون خیال تو
دلم پوسید
یه فکری کن
گلستون امید من
همه خشکید
یه فکری کن
هنوز بوی تو رو داره
در و دیوار این خونه
هنوز عکس توی آینه
میون اون دو گلدونه
منم محتاج عشق تو
پرستارم ، یه فکری کن
غریب و بی کس و تنهام
تو رو دارم ،‌یه فکری کن
..............................
 تو خواستی از تو دور شم
می خواستی راحت بشی
می ترسیدی دیر یا زود ،
‌به من بد عادت بشی
تو گفتی از پیش تو ،
باید بزارم برم
گفتی یه کاری کنم
تو بری از خاطرم ،
نمی دونی چه سخت بود
رفتن از تو دوری
هی به خودم می گفتم
باید بری مجبوری
فقط خدا می دونست
تو دل من چی می گذشت
تو بیرونم می کردی
بدون راه برگشت
نمی دونی اوایل ،‌

برام چقدر مشکل بود
ولی کنار اومدم
با دردی که به دل بود
نه دیگه من همونم
نه دیگه تو همونی

/ 2 نظر / 13 بازدید
مریم

فکر کنم این بهترین شعریه که تا حالا گفتی غمناکه اما از نظر ساختاری از شعرای دیگت بهتره.شعر اولیه ترانست؟ مال کیه؟

مصطفی دهقانی

مرسی