سلام و عیدتون مبارک

سلام

هر چی فکر کردم ، دیدم معنی کار من فراره

اما از چی ؟

چرا باید در برابر کج فهمی های تو که از بخت نامراد دوستت هم دارم نوشتن رو کنار بزارم ؟

بهت بر بخوره که چرا می نویسم و بهم بگی که با نوشتن بین من و تو فاصله افتاده .

ازین محکومیت همیشگی بیزارم .

محکومی که خیلی کم فرصت دفاع از خودش رو داشت . در برابر جرمی به اسم دوست داشتن .

شاید اگه زندانی بودم بیشتر ازین ملاقات کننده داشتم . جالبه که بدهکار میشم . زمانی که درخواست کردم به حرفام گوش کنی !!!!!!!!

یا وقتی که گفتم تمام فلسفه به وجود آمدن

http://www.rostan.blogfa.com/

http://www.aghosheaftabi.persianblog.ir/

http://www.farhad25.persianblog.ir/

http://www.farhad25.parsiblog.ir/

http://www.farhad25.blogpost.com/

و چندتا وبلاگه دیگه که الان خاطرم نیست همش به خاطر اینه که دوست نداشتم بیای و بفهمی که بخاطر گوش نکردن به حرفام ، چند بار مجبور به نوشتن پنهانی شدم .

چند بار خواستم به حرفام در سرار دنیا گوش داده بشه تا بفهمم ، آیا دوست داشتن کسی که ازت متنفره جرمه ؟؟؟؟؟؟

چقدر سخته وقتی بهم حمله می کنی و می گی که فقط دنبال ترحم دیگران بودم .

وقتی اشخاصی که تو اینترنت باهاشون آشنا شدم رو مشتی دوست بی مصرف خطاب کردی ، اونقدر که تصمیم گرفتم از همشون فاصله بگیرم .

دوستایی که تنها مزیتشون این بود که بدون اینکه منو ببین یا بشناسن به حرفام گوش دادن و تشویقم کردن .

بله

من ایملها شون رو پاک کردم . اکثرشون رو ایگنور کردم . به جواب تلفن بعضی ها جواب ندادم . اما آخرش بهم گفتی که من فقط مظلوم نمایی می کنم و فقط دنبال جلب ترحم هستم .

اونقدر بهم گفتی که فکر کردم تبدیل به یک هیولای ترحم خوار شدم .

هیچ کس رو به خاطر این گناه تا ابد شکنجه نمیدن .

اونقدر که تو بی رحمانه به من حمله کردی ، هیچ دشمنی به روحم آسیب نزد .

خسته ام از فرار . فراری از خودم .

از کسی که همیشه صادقانه گفت دوستت داره .

من خوب یا بد همینم .

 این پرنده کوچولو رو "که به قول زهرا ، که احتمالا الان ازدواج کرده . "همیشه به محبت من احتیاج داشته ، رها کردم . تنهاش گذاشتم . و حالا دلم براش تنگ شده .

پرنده کوچولو هیچ جایی نداشت که بره و منم بی رحمانه بیرونش کردم . گذاشتم بمیره .

به خاطر تو با خودم دشمن شدم .

تو که همیشه خواستی آرامشت بهم نریزه ولی هر بار منو ناامید تر از گذشته رها کردی .

برام مهم نیست که میآی و این نوشته رو میخونی یا نه . اصلا مهم نیست که هستی یا نه ،

خیلی خوشحال می شدی اگه من تو یه شهر دور افتاده بدون هیچ امکاناتی می پوسیدم تا تو دیگه صدای منو نشنوی تا دیگه آرامشت بهم نریزه .

صد بار گفتم اگه مستقیم حرفی نمی زنم دلیل این نیست که حرفی ندارم .

خیلی پراکنده حرف زدم . اما باید از تمام دوستانی که بهشون سر نزدم و احتمالا الان دیگه فراموشم کردن عذر بخوام

و خیلی باید بچه باشی که بگی چرا ازون ها عذر خواهی کردم ولی از تو نکردم

چون هزار بار ازت عذر خواستم و تو هر بار گفتی که دیگه دیر شده .

فکر کردی اگه منو بچزونی یا بهم حمله کنی می تونی با آرامش برسی .

این منم مـــــــــــــــــــــحـــــــــــــــــــمــــــــــد

نه فرهاد یا هر خر دیگه .

دوست داشتنم منحصر به فرده و دیگه به خاطر نشکستن کاخ شیشه ای آرامش تو سکوت نمی کنم .

سکوتی که تا حد مرگ منو از خودم دور کرد . دیگه حتی نمی تونم یه جمله بنویسم . بی نهایت خسته ام . از کابوس های شبانه . از درد دلهای تنهایی .

دلم برای مطالبی که نوشتم و از ترس ناراحتی تو پاک کردم تنگ شده .

تو حرف نمی زنی ، نمی خوای منو ببینی ، چون حرفی نداری

چون از دیدن من واحمه داری .

چیه ؟!می ترسی منو ببنی و عاشقم بشی ؟؟؟؟؟؟؟؟

نه عزیزم . من فقط به دیدن تو قانع بودم . درست زمانی که سر تا پا از شوق داشتنت لبریز بودم .

وقتی که سد قدیمی و چرک آلود سکوت من بشکنه چیزی جز ویرانی آید من نمیشه .

سدی که 5 سال سکوت پشتش جمع شده .

من ابدا دیکتم خوب نیست . به قواعد نوشتن پارسی هم زیاد آشنایی ندارم . اما می نویسم ، چون دوست دارم .

سرم داره منفجر میشه .

همیشه دوستت داشتم .

شاید بیشتر از نوشتن .

به همین خاطر بود که بی نام و نشون نوشتم و پاک کردم ..................

/ 5 نظر / 4 بازدید
فروزان

سلام محمد خوبم از اینکه با خودت کنار اومدی خوشحالم شاید روزی نه چندان دور من هم حال تو رو داشتم ولی از اونجا که اهل غصه خوردن نیستم سعی کردم با شرایط حادث شده کنار بیام البته نتیجه اش همینه که می بینی آدمی برای رنجی بزرگ به دنیا اومده و راحتی در این دنیا بی معنی است هر لحظه این زندگی و دنیای بی ارزش مکان امتحانی است پس مواظب باش که رد نشی سال نو هم مبارک به امید خدا سرشار از عشق به دنیای پیرامون که خیلی زیباست[گل][خداحافظ]

دریا

سلاااااااااااام خوبی عزیزم واقعا خوشحال شدم که دوباره برگشتی ولی ازت دلگیرم چرا هر چی پی ام می دادم جواب نمی دادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینه رسم رفاقت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [قهر][قهر][قهر][ناراحت][ناراحت][ناراحت] ولی اشکال نداره خیلی خوشحال شدم که برگشتی اونقد که باورت نمیشه بازم بیا پیشم منتظرتم یعنی همیشه منتظرت بودم[قلب][قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

دریا

سلاااااااااااام محمد جان خودمون چطوری بابا خوبی پسرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا رو شکر خوب حالا که خوبی پاشو یه سر بیا که آپیدم منتظرتما[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب][لبخند][لبخند][لبخند]

زهرا

خندیدم... نه به نوشته هات... به حرفایی که یه زمانی سعی می کردم بفهمی ... حالا دیگه مهم نیست... وقتی رها شدی بیشتر فهمیدی... واسه بدست اوردن چیزی که نداشتی بایدکسی باشی که تا حالا نبودی! یادته که؟؟!! نوشتن واسه دردات مسکنه ... بنویس![گل]