چه باید بکنم تا نفسی تازه شود

سلام
آمده ام تا پایان
گویی که  نبوداست راه دیگری هرگز
چشماهایم ندید
اگر دیگری هم بود
به فساد رسیده است افکارمن اکنون
هرج و مرج بی پایان
و سکوتی یکباره و ممتد
همچون  قیل و قال کلاغ های باغ اجدادی

چو عاشق می شدم گفتم ٬ که بردم گوهر مقصود 
                                              ندانستم که این دریا چه موج خونفشان دارد


این چند خط بی مفهوم
پاداش گریزی است
از تمامی پاکی ها
من و  یک جرعه نفس
من و  این گام بلند افکار
من و این تپش پنجره های سهراب
من و این قلم بی هنره پر از اشکال
من و تنهایی این فصل غریب
روییدن مرگ و مردن ز همه شادی ها
بهار آمد و بی هم نفسیم
چهلچه در شوق وصال و ما همه در قفسیم
کو سایه آرامش آن قدرت تو ؟
کوموج بلند آن  قد قامت تو ؟
چه باید بکنم تا نفسی تازه شود
مگر این چند سباح ٬ همه اش ویرانی است ؟
کو آن فریاد دشمن کش رستم.....
                                                                                 کو ؟؟؟؟؟؟؟؟
آخرین حرف چه باید باشد؟

به سکوتی باید گفت : آشفته تر از آنم ٬ که عاشق باشم ...............

/ 7 نظر / 10 بازدید
سميه

آسمان صاف و زلال است و دل من ابری غصه و غم چه زیاد است ، خدایا صبری می رسد بوی گل و غنچه ز هر کوی و گذر اشک در دیده من حلقه زده بار دگر می نویسم ز تو و آن دل شیدایی تو ز قد و قامت و از آن همه زیبایی تو می نویسم ز تو چون فصل بهارم شده ای در همه زمزمه هایم ، تو شعارم شده ای می نویسم ز دو چشمت که برایم دنیاست همه زیبایی دنیا ز دو چشمت پیداست عاشقم ، عاشق تو ، کاش تو می دانستی زار و گریان شده از چشم تر من هستی ای همه هستی من ، تاب و توان نیست مرا در دل کوچک تو مهر و وفا نیست چرا؟ نظری کن به من و این بدن خسته من بزدا غصه و غم از دل بشکسته من

دریاوطوفان

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام مرسی که اومدی امیدوارم مثل قدیما هر روز بری و بیای تا ماهم هر روز بریم و بیایم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب]

نینا

واااااااای چه شعر قشنگی!!!! خیلی وبلاگتون خوشگله[دست] موفق باشین[گل]

دریاوطوفان

مگه چی شده حالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پشیمونی که اونا رو نوشتی برام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رزیتا

مطلب قبلیت رو خوندم یاد این شعر افتادم گفتم براتون بنویسم . رفیق من سنگ صبور غم هام به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیشکی نمی فهمه که چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونم و دل زده از لیلی ها خیلی دلم گرفته از خیلی ها نمونده از جوونی هام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت و کور توی شبهات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست هر چند که هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش [گل][خداحافظ]

محمد کاظم همتی

[گل]سلام/هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز [گل][گل]توی این زندون آهن / من پرنده ای اسیرم /بال پروازم شکسته/ازغصه دارم می میرم /اسمون من سیاه/بی ستاره است شبهای من /تکیه گاهم شده توفان/توی این قفس آهن