فلسفۀ دیر تر از گذشته :

یه چیز جالب فهمیدم :

مگه فردا  آیندۀ امروز و امروز آیندۀ دیروز نیست ؟

پس چرا امروز دیرتر از دیروزه و فردا دیرتر از امروز؟!!!

یعنی اینکه دیرتر از گذشته می شه آینده !!

حالا که فکرشو می کنم میفهمم که هیچی نفهمیدم !!

/ 3 نظر / 5 بازدید
پونه

حالا چرا نوشتی که ما نفهم باربياييم !!!

عمو ساقی

سلام گلم.....ميدونی همه بهم گفتن که يک ساعت يعنی ۶۰ دقيقه....و يک دقيقه يعنی ۶۰ ثانيه...اما هيچ وقت هيچ کس بهم نگفت که ۱ ثانيه بدون اون يعنی ۶۰ سال...کم کم دارم ميفهمم...دوست دارم و هميشه بهت سر ميزنم گلم...خدافظی

عمو ساقی

اين شعر رو هم تقديم ميکنم به تو: دنيای بشکن زدن و لوس بازيه...عروس دوماد بازی و ناموس بازيه...دنيای هی خيابونا رو الکی گز کردن...از عربی خوندن و يه لچک به سر حذ کردن....دنيای صبح سحرا تو توپ خونه تماشای دار زدن ...نصف شبا رو قصه آقا بالا خان زار زدن...دنيايی که هروقت خداش تو کوچه هاش پا ميزاره....يه دسته خاله خانباجی از عقب سرش...يه دسته قداره کش از جلوش مياد...دنيايی که هر جا ميری...صدای راديوش مياد...وای که چه دنيای کثيفی...وااااااااااااااای