يه آرزوی کوچولو...

نذر کردم گر ازاین غم به درآیم روزی     

                                              تا در میکده شادان و غزل خوان بروم

/ 3 نظر / 3 بازدید
امین

فرهاد(محمد D:) عزیزم! خیلی زیباست. ولی ای کاش اینها حرف تو نبود.

سميه

نميتواني كسي را وادار كني كه به تو عشق بورزد،تنها كاري كه مي­تواني انجام دهي اين است، كسي باشي كه مورد عشق ديگران واقع شود

سميه

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟. بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟