تکه ای از نمايش نامه من و آينه ( نوشته ی خودم) ۳

ای کاش بفهمم که : عشق درد نیست

درمونه!!

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی

به نظر من اونی که اين حرف رو زده عصبهای حسيش يه خورده ضعيف بوده چون از نظره من هم چيزه خيلی دردناکيه

الهه

عاشق شدن درمان خودخواهیه. ما اول عاشق خودمون هستیم، دوم میفهمیم که یکی رو دوست داریم سوم برای جوابگویی به حس خودمون عاشقش میشیم. در کل این مراحل میشه که طرف مقابل حتی خبر هم نداشته باشه!

نيلوفر

سلام فکر کنم خيلی دير رسيدم راستی چرا عنوان وبلاگ رو تغيير دادين؟

نيلوفر

سلام فکر کنم خيلی دير رسيدم راستی چرا عنوان وبلاگ رو تغيير دادين؟

آوای سکوت

سلام..خيلی جالب بود..ولی دوست من اين بده که بخوايم دردهامونو با عشق درمون کنيم..بيچاره معشوق چی ميکشه!!!؟؟

گلرخ

عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد. سلام عاشق شدن اين روزا مد شده کلاس شده عاشق شدن يعنی دوست دختر برای پسرا و دوست پسر برای دخترا شايدم نه شايدم اين خود خود عشق باشه شايد اگه شيرين و فرهاد هم توی جامعه امروزی زندگی ميکردن اينجوری عاشق ميشدن شايد اگه ليلای قيصر هم توی سرزمين ما بود قيصز مجنون نميشد عشق عشق عشق آی عشق چهره‌ی آبيت پيدا نيست عشق مقدسه

گلرخ

ببخشيد يادم رفت سلام کنم سلام سلام سلام وبلاگت هم قشنگه ممنونم که به من سر زدی بازم سر بزن

ضد پسر

مرسی بهم سر زدی جيمررر خودمی پسر نگو اسکل کله خر بگوووووووووو

منوچی

اگر با عشق زيستن ...از آن رنجور بودن ....به آن هنگامه دادن ...نوع محبوبی از عشق باشد من به آن مبتلا شدم و به خاطر سرنوشت محبوبم او را از ياد بردم تا او آسوده باشد