احسنت!

تو وبلاگ محمد( لینکش این بغله!! ) خوندم که چرا ما مثلاعاشقا همش دپرسو ناراحتیم .

آره . درسته .

ما یادگرفتیم که غمگین باشیم . این همبه نوع تفکرمون بستگی داره هم به نوع عشقمون و از همه بدتر جنس معشوقمون .

اما در کل عاشقی لزوما عزوجز کردن و لعنو نفرین نیست . به من نیگا نکن . من که عاشق نیستم . شاید یه زمانی بودم .

جوونای امروزی ( از جمله خود من )خیلی خیلی نازک نارنجی شدن . چه دخترا چه پسرا . تحمل یه زره سختی رو هم نداریم .

بزرگترین اشکالاتمون هم 1-  بیاحترامی به اصول اولیه انسانی 2-  نادیده گرفتن ارزش های اخلاقی

از همه بدتر3-  به همریختن و قاطی کردن جایگاه هر چیز در زندگیه .

از حق نگذریم  جو کنونی جامعه هم برعلهیهارزش ها شده و همت بالایی می خواد تا آدم بتونه خودشو گم نکنه .

دلیل اصلی غمگین بودن نسل امروز اینه که ما داریم عمرمون رو که با ارزش ترینسرمایمونه دور می ریزیم و انگار نه انگار .

مثلا بشمار ۱ ........٬ ۲........ ،۳......... به همین راحتی ۳ ثانیه از عمرت گذشت .می تونی برش گردونی ؟

هیچ قدرتی در دنیا نمی تونه .

این سرمایه رو همه ما داریم ولی یکی مثل من چرند تو وبلاگش می نویسه . یکی همه وقت با ارزشش رو صرفه خوندنش می و یکی میره ربات می سازه .

درد واقعی همینه .

/ 0 نظر / 2 بازدید