همين جوری الکی

سلام

 اینقدر این چند وقته ننوشتم که اصلا یادم رفته چطوری می نوشتم

اولا شب یلدا و عید و روز کریسمس و روز تعطیل و یک روز دیگه که زنده هستین کلا و یک جا مبارک .

حرف زیادی ندارم یعنی کلا حرفی ندارم . اینقدر این چند وقته نصبت به پرنده  کوچولو بی تفاوت شدم که نگو . تقریبا از روزی که عکسم رو گذاشتم . این مطلب رو هم به خاطر دست گرمی و ابراز وجود می نویسم . می دونم که انتظار بیشتر ازین ازم ندارین ولی خودم که کلی ادعام میشه .به قول این دوست عزیزمون با اون اسم عجیبش ، نیکو و نک ، تیک تاک ، نیکوتاک ، نمی دونم همین چیزا که نوشته بود من خیل خودمو قبول دارم

یه جایی ، یادم نیست کجا ، خوندم "عقل تنها چیزیست که در عالم با عدالت قسمت شده ، چون همه فکر می کنند به اندازه کافی عاقلند!! "

حالا شده قصه ی ما .

یه وقتایی به سرم می زنه کلا این وبلاگو حذفش کنم .

بعد فکر می کنم بودن یا نبودنش به حال کسی فرقی نداره . خوب چیکارش داری ، بزار باشه .

ولی بعضی وقتا همین جوری بی خودی میره رو مخم .

یه جیگری بهم گفت هر وقت حالت خوب نبود بنویس بعد پاکش کن . حالا می نویسم اما پاکش نمی کنم . چراشم به خودم مربوطه .

آخه امروز روز تاریخیه برای من . چند سال پیش تو یه همچین روزی بود که پشت پا زدم به همه علایقم و رفتم خدمت .

عجب خریّتی . خوب چه میشه کرد . زندگی بالا و پایین زیاد داره .

حالا بعد این چند سال بازم شب یلدا و منو پادگان نظامی . تازه دارم راز این اعداد تکراری زندگیم رو می فهمم . از  تاریخ تولدم گرفته تا شماره شناسنامه و گواهینامه و دانشجویی و کد ملی و کد پرسنلی ارتش و شماره موبایل و ساعت هایی که هرروز چندین بار تکرار میشه .

کمکم دارم به خودم شک می کنم . داشتم فکر می کردم شاید ایم همه تکرار دست خودم باشه . شایدم من یه بیمار روانیه باهوشم که زیادی توهم زدم .

و شایدم غم دوری دوست دختر خوشگلم منو چزونده و شایدم از وقت خوابم گذشته ؟!!!

هر دلیلی که داشته باشه ، مهم اینه که بازم نوشتم و می خوام بنویسم . بد یا خوبش مهم نیست . مهم منم .

مهم زندگیه . مهم عشق و علاقه من به خانواده و خدامه ، که با نوشتن زیاد میشه .

به این عکس عصا قورت داده ی کج و کوله نگاه نکن . من خنگ تر ازین حرفام که بتونم حرف درست درمونی بزنم .

دوست دارم یه روز بشینم و قصه واقعی زندگیمو بنویسم . اما وقتی فکر می کنم ، جز چندتا حادثه ، چیز دیگه ای یادم نمیاد .

الان هم خفن خوابم میاد . پس تا بعد که این وپمطلب رو حذفش کنم و یه چیز به درد نخور دیگه جاش بزارم . شب زیباتون خوش .

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ُفروزان (منوچی)

سلام می بينم که بد جور توهمی زندگی همه همينه جز چند تا خاطره خوش يا ناخوش چيزی ندارند که بگو یند مهم اینه که به خاطر عشقی جانسوز قلبت شکسته و هنوز در سوگ عشقی خب شاید یک طرفه بوده حتما به نفعت بوده که زودتر طرفتو بشناسی زیاد خودتو ناراحت نکن گذشته را دور بریز به آینده فکر کن که آینده سرشار از شور و هیجان و اتفاقهای خوب است من ایمیلم برای فرستادن خراب است فقط ایمیل می گیرم ببخشید که جوابم به دستتون نرسیده به امید روزهای خوش

!!!!

چه قدر راحت می شه فراموش کرد! فراموش نه... نمی دونم چی اسمشه! فقط می دونم راحته! آسون ترین کار تو زندگی بازی کردن نقش آدمای افسردست و سخت ترینش دوست داشتن وجود خودته! آدم راحت طلب بدجوری با دپرسی حال می کنه!چون از اینکه خودشو دوست داشته باشه می ترسه! می ترسه اگه به خودش برسه دیگران رو از دست بده! .... ولی این آدم این با شعور نمی دونه که اگه خودش رو نخواد دیگرانم نمی خوانش!

اميزم

سلام دوست من وبلاگ قشنگی داری ! من به روزم و منتظر نگاه و نظر قشنگت !

محمد

سلام اين عيد بزرگ امامت وسالروز تولد عيسي (ع) را در سايه سار ولايت صاحب امر به شما و خانواده گرامي تان تبريك و تهنيت عرض نموده و آرزوي توفيق از آن امام همام برايتان آرزومندم

نازی

سلام شرمنده انقدر گرفتاريم زياده که وقت نداشتم سر بزنم می بينی که از کی آپ نکردم؟!!سبز سبز باشی ... عيدت مبارک

ُفروزان (منوچی)

سلام مرسی از حضور گرمت راستی شعرت خيلی خوب بود برای ايجاد وزن کمی تغييرش دادم اميدوارم منو ببخشی

محمد

دیباچه عشق و عاشقی باز شود دلها همه اماده پرواز شود بابوی محرم الحرام تو حسين ايام عزا و غصه آغاز شود. السلام عليک يا ابا عبدالله

dokh

وقتی دخترا احتیاط رو کنار می دازن و تو جاهای عمومی مثل پاساژ یا داخل تاکسی شیطنت می کنند: فیلم عملیات سکسی داخل ماشین در حال حرکت توی شهر، و توی مغازه در ساعت کاری...